مقصد= خلیج ( دنبال هادی و در نهایت رودهن و ویلای مهندس)
با دلهره به حرکت ادامه میدم
تماس با هادی و اطمینان از بی خطر بودن
رسیدن به هادی و ادامه مسیر...
اتوبان همت بعد از پل طبیعت(هوای به شدت سرد)= خاموشی ماشین تشخیص و تعویض ذغال دینام به مدت یک ساعت تو سرمای عجیب
استارت ماشین و روشن نشدن
بوکسر کردن ماشین تا 10 کیلومتر به مبلغ 75 هزار تومن
مکانیکی بی وجدان خاک سفید خرابتر کردن ماشین توسط مکانیک در موقع غذا خوردن ما برای هزینه بیشتر
فکر خوب هادی برای بردن ماشین پیش اسماعیل رفیق هادی تو خلیج
سرمای شدید خستگی و اعصاب. خوردی من
ساعت 1 شب تماس با مهندس برای آمدن از ویلا و بوکسر کردن با وانت مهندس به سمت خلیج
: یک ساعتی تو سرما با هادی تو ماشین خوابیدیم
ساعت 2:30 و رسیدن مهندس.
باکلی استرس ماشین به سلامت رسید خلیج
ساعت 3:40هرسه با هم با وانت و ماشین هادی به سمت ویلا حرکت کردیم
ساعت 5:30 رسیدیم ویلا( باکلی خستگی) شام خوردیم
ساعت 12 ظهر صبحانه و حرکت به سمت خونه
مکانیک ماشین را خرابتر کرده بود
اسماعیل با 200 هزار درست کرد (خیلی خوشحال شدم)
امروز دوشنبه : خستگی از کار ( کار منفور)
ساعت 20 رسیدم خونه ( خستگی مامان و بابا از تمیزی خونه بعد سنگ کاری خونه
ماشین داغ کرده ( ظاهر آب روغن قاطی کرده)
ناراحت از تمام شرایط بد
شب های قدر...
ما را در سایت شب های قدر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 9